أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

439

قانون ( فارسى )

گفتار دوم پوست‌اندازى ، كوفتگى ، شكافتگى ، وثى ، افتادن ، صدمه ديدن ، درهم ترنجيدن ، نزيف خون و غيره - كه در چند فصل آيد فصل اوّل مقدمه‌اى كه اين حالات را بشناسى ! تو در كتاب اول قانون ياد گرفتى كه فسح ( فسخ - نسخه ) ( شكافتگى ) و هتك ( گسستگى ) يعنى چه ؛ اينك بقيهء حالات نام برده را برايت شرح مىدهيم . اگر اندامى از اندامان بدن از جاى خود تكان بخورد اما بركندگى در رويه و در بيخ آن رخ ندهد ، خلع ( تكان خوردن ) ناميده مىشود . اگر انسان احساس درد در بند استخوانها كرد و درد به گوشت موجود در اطراف مفاصل كشيده شد ، كه درد در چنين حالتى ناشى از بدحالى زردپيهاى مفاصل است آن را وهن ( سستى ) نامند . اگر اندامى از اندامان تن از جاى تكان بخورد و حتى كمترين انحرافى در آن رخ دهد ، آن حالت را وثى گويند . در اين نام‌گذاريها اختلافاتى هست ؛ برخى از مردم همان حالت را كه گفتيم وهن مىنامند ، وثى مىگويند ؛ ليكن وثى نزد اكثريت همان است كه ، گفتيم . برخى ديگر گويند وثى آن است كه يكى از دو طرف بند استخوان از جاى خود جدا شود و طرف ديگر بر جاى خود بماند . مثلا يكى از دو طرف پاشنه و مچ پا از جاى خود منحرف شود و طرف ديگر پابرجا باشد . اگر اندامى از اندامان تن آشكارا از جاى خود منحرف و جدا شود - كه ما مىخواهيم اوّل دربارهء آن بحث كنيم - آن را فسخ « فسخ - نسخه » ( شكاف يا جدايى ) نامند و اين حالت فسح « فسخ - نسخه » عبارت از شكاف افتادن در وسطهاى ماهيچه است . اگر شكاف در وسط ماهيچه نبوده ، بلكه در اطراف و كناره‌هاى ماهيچه باشد آن را گسستگى ( هتك ) نامند .